با درود خدمت دوست عزیز و همراه گرامیم ، ماچهسگ دوم
مقالات شما را در مورد تشکیل حزب گیجیسم خواندم، اکنون به خود میبالم ، چرا که میبینم آیین روشنگر گاجه ایسم افرادی را تربیت کرده که هر یک به تنهایی قادر به تشکیل و اداره یک حزب قدرتمند هستند. روزگاری را به یاد می آورم که تمامی ما از هم دور بودیم، روزگاری تاریک که نور گاجه در آن نبود ، تمامی ما دور از یکدیگر در عالم تاریک خود دست و پا میزدیم و زندگیمان به پوچی و بدون پیشرفت میگذشت. روزگاری که در آن هیچ اثری از انسانیت دیده نمیشد ، روزگاری که به ما لبخند مرگ میزد. آری ما در چنین شرایطی بودیم که افتخار آشنایی با گاجه ی عظمی نصیبمان شد و چه شیرین بود این آشنایی. گاجه ی عظمی برایمان جهانی را توصیف کرد که بی نقص مینمود، جهانی که در آن ظواهر زندگی دیگر رنگی نداشت . ما توانستیم با نور وجود ایشان تمام زوایای تاریک زندگی را ببینیم و با رهبری ملکوتی و قدسی ایشان موفق به تشکیل جامعه ی گاجوی شدیم. به سرعت مقام ماچهسگی از طرف ایشان به ما اعطا شد که بی شک بزرگترین موهبت زندگی مان میباشد. وقتی پایه های جامعه ی گاجوی میرفت که استوار شود، به من اتهام هواداری از اس و خیانت به گاجه وارد شد ، اما با درایت گاجه ی عظمی ، این اتهام از من رفع و توطئه ی دشمنان نقش بر آب شد. پس از آن بود که موسسه ی گاجه ی دانش تاسسیس شد و پروژه های زیادی را عملی ساخت؛ نظیر از بین بردن اصطکاک در یاتاقان ها و سفر به فضا و ... . در تمامی این مدت ، مانورهای پر خرج و سنگینی به همت ماچهسگ اسکاد انجام شد که در زمان جنگ با ارتش اس، بسیار به کار آمد. بعد از جنگ ، شهاب الدین اسقف مورد بخشودگی گاجه عظمی قرار گرفت اما کانون های دیگری نظیر استشارات و امانات و دولت همونیه شکل گرفت . این بار هم با درایت گاجه ی عظمی، کانون استشارات و دولت همونیه از نزدیکان و همراهان گاجه شدند و کانون امانات هم منحل شد. مشکلات بعد از اینجا شروع شد: عمو به شدت ما را مورد حمله قرار داد و گاجه ی عظمی ، ماچهسگ وولف ، خود من (لورد) ، شهاب الدین ، کانون استشارات و وزیر اصلاحات گاجوی را به شدت آزرد. "11" نیز ماچهسگ ترانسپورت و ماچهسگ اسکاد را مورد حمله قرار داد و قلب ایشان را به درد آورد. دشمنان گاجه ، کانون جدیدی را به نام کانون عظیمات ایجاد کردند تا فشار را بر ما بیشتر کنند. کوره ها در اطراف ما به طرز محسوسی روز به روز بیشتر شدند و متخصصان گاجه ی دانش برای کمتر کردن اثر آن مجبور به اختراع UV Soking شدند. اخیرا نیز بازماندگان کانون پلید امانات توانسته اند با نفوذی که در بانک ها دارند صندوقی را به نام صندوق امانات در بانک ها ایجاد کنند و بر نفوذ خود بیفزایند. در چنین شرایطی ، خروج یک ماچهسگ از گاجه، ضربه ی شدیدی به این آیین وارد میکند و قلب ملکوتی گاجه ی عظمی را به درد میآورد. چند روز پیش ، گاجه عظمی با من در مورد شما صحبت میکردند و میفرمودند که قصد دارند مسئولیت جدیدی به شما بدهند که عبارتست از : " مسئول امور هماهنگی" . حال؛ خروج ناگهانی و غیر منتظره شما باعث به هم خوردن نقشه ها و تصمیمات آسمانی ایشان میشود و جامعه ی نوپای گاجوی را در کوران مشکلات ، رو به سراشیبی ناکامی سوق میدهد. بنابراین تجدید نظر در تصمیمتان میتواند بسیار کارساز باشد. از یاد نبریم که: قبل از آشنایی با گاجه ی عظمی، هیچ نداشتیم و اکنون هیچ کم نداریم!
20/4/1385
ماچهسگ چهارم






