تبليغاتX
آیین گاجه ایسم
در این لیالی که ما را غصه ای جز آرامش خاطر یاران و تشویش اذهان دشمنان نیست، فتنه ای نه جدید، بل از زمانهای دور به ما وارد شده که قوت ما تمام صرف افزایش فر و هوش در شامگاه و در صباح خرج فعالییتهای بیش از حد مطروح از آن جمله گوی به قدم ، چوگان ،و چوق و پل. و ما را رمقی نمانده و دستان کند شده و زبر دستان فراوان. حلاج را به یاد دارم که ورا گفتند عشق چیست؟ گفت امروز بینی و فردا و پس فردا ... روز اول به آزمون طراحی کشتندش، روز دُیم به امتحان حرکات حرارتی(که امروزه آنرا ترمو 2 نامندش!!!) سوزاندند و روز سیُم با کنترل خاکسترش بر باد دادند.

 و اما آن روز که بر سر مکتب آن بزرگ دیبا که به حین ورود مشتی رند را سیم داده که برخیزند و فزیاد الله و اکبر عربده نهند ما نیز برخواستیم ، نه تمام! گاجه ی عظمی را ناله ای شد. گفتیم چه شد ؟ این همه تمام برخواستند، ندایی ندادی؟ ما را که نیم خیز شدیم نالیدی؟ کفت ناله ی من از آن است که آنان نمیدانند و میخیزند.. شما که میدانید چه؟ ما را در آن روز پندی شد بس بزرگ ، نه بر دیبا برخواستیم و نه بر اشرف. نه بر آن غیرتمند و نه بر آن رجب بزرگ. و مارا واحدها انداختند نه بس اندک بل به فک! 

و در این ایام صعب و ثقیل اسکاد را سخت مشغول فعالییتهای مکتبانه میبینیم که دوش به دوش او کینگ فیس... آن امام زاده ی شیرازی بس محتشم و ادیب که شرارت و زعارتی در طبع وی موکد گشته - و لا تبدیل لخلق الله. و روزانه اسکاد بر روی دوستان و کینگ فیس و دیگران خشم گرفتی و لت زدی و آرام بگرفتی.و فشار مکتب چونان بودی که بر بزرگ و کوچک رحم نکردندی و گنده رجب از همامی تشخیص ندادندی!

و این است اندکی در احوالات این دیار و زمان ... باشد که پند گیرید!

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت 3:27 |
:GMT

لينكهاي مرتبط


گاجه كيهاني(نگاجا)
گاجر
گاج آورد
گاجه ي دانش
كتابخانه ي پارلمان گاجه