لیک گروهی دیگر از ملوکان که وصل القدرت نامیدندی به کثرت کوره در خیابان آکندی و سبیل داران کم مخ را اجیر و حتی گاری ماچهسگ دوم را تخریب کردندی به این امید که رایی از کاسه حسودان و عنودان این آجر داران بر خویش روا کنند .
در انتها مقام عظمی چون چنین افتضاحی بدیدند فهمیدند که دکان رای یا همان دموکراسی اجنبی مزخرفیست آکنده از آجر و سبیل پس سبیل را بر آن یافتند که ملت را نجات داده و خود انتخاب کنند.از میان ملوکان آجر دار و سبیل پرور قرعه را به نام سبیل زدند چرا که آجر داران معصیت کارند و سبیل داران مطیع.
اما این بار قصد عظمی میسر نیفتاد و ذکوران از شدت آجر دوستی و آجران از شدت آجرنمایی نپذیرفتند و خیابان ها را به مبارزه طلبیدند لیکن سبیل داران کوتاه نیامده و آنها را می درند . لیک در این واقعه لازم است گاجه عظمی دخالت نموده و تکلیف را معین کنند.(خواهشا در فرمان ایشان جبران خسارت گاری ماچهسگ دوم مد نظر باشد)

