تبليغاتX
آیین گاجه ایسم
ftd یا frequency time delay یکی از کارآمد ترین روش های پزشکی شناخته شده است.

مبدع این روش درمانی دکتر میراب از چهره های سرشناس موسسه گاجه دانش و فوق تخصص ftd بالینی است.

کاربرد این روش در درمان بیماریهای قلب و عروق ، گوارش و بیماریهای تنفسی به خوبی روشن است.


این روش حتی برای کسانی که بیماری خاصی ندارنر نیز جهت ارتقای سطح سلامت عمومی توصیه میگردد به طوری که تقریبا کمتر گاجه ای است که ftd  نشده باشد.

دکتر در حال انجام عمل

به آرامش بیمار دقت کنید

این روش کاملا بی درد و بی بو است.

یک عمل سرپایی

قفل ftd توسط بیمار

تصویر مغز قبل و بعذ از عمل

تاثیر ftd بر نیمه چپ ریه مشهود است.

توضیحات بیشتر در مقالات آتی ارائه خواهد شد.

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در چهارشنبه بیستم آبان 1388 و ساعت 2:10 |

 

با درود به ملت عظيم الشان گاجوي

انجمن  تحقيقاتي ويژه ي گاجه النسا ، تحت پوشش مركز تحقيقاتي گاجوي ، تحت حمايت مستقيم گاجه عظمي ، به شيوه ي نويني براي  پيدا كردن راهي براي غلبه به نيروي جاذبه زمين (g)  يافته است..

خبرنگاران روزي چندين بار براي پي بردن به رموز اين غلبه به اتاقك كاري گاجه النساء مي آيند و توضيحاتي را از گاجه النسا مي خواهند كه گاجه النسا تنها با اين جمله كه :"  ما با دانش گاجوي تنها نيروي جاذبه را دور زديم " روبرو مي شوند..

گاجه النسا به تمامي خبرنگاران قول داده است كه طي سميناري در مركز تحقيقات گاجوي به دانش پي برده اعتراف كند..

و ما به تمامي گاجگان اين نويد را مي دهيم كه با بيان اين دانش جديد كل نيروهاي ما "كن فيكون" شود...

(انجمن  تحقيقاتي گاجه النساء)

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 16:31 |
آیا درست میبینم؟ آیا جسارت را به آنجا رسانده اند که/http://www.takhtesiyah.blogfa.com را فیلتر میکنند؟

بی شک این از درایت گاجه ی عظمی بود که از ابتدا با سیاست مدارا با آنها برخورد کردند اما این موضوعی که پیش آمده انسان را به شدت متاثر میسازد و دل هر گاجه ای را به درد میاورد

به نظر میرسد لازم است به آنها گفته شود که صبر گاجه ی عظمی نیز حدی دارد و دیگر گندش را در نیاورند چون صبر ایشان لبریز می گردد و آنوقت...

حالا نمیگویم آن وقت چه میشود چون خودم هم نمیدانم ولی گاجه ی عظمی از همگان داناتر است و او حتما خودش میداند.

موضوع دیگری که این روزها مرا سخت درگیر کرده مسئله ی Halberdier است. روزی گاجه ی عظمی از سر فروتنی خاصی که دارند فرمودند گاجه هرچه دارد از همین هالبردیر هاست. این روزها شاهد این هستیم که عده ای از نژاد ژرمان قبل از رسیدن به Imperial Age اقدام به Attack مینمایند و حال آنکه تا قبل از آن Age هنوز هالبردیری وجود ندارد و این خیلی نامردی است. به نظر میرسد ایشان قصد دارند تا با بی اثر ساختن هالبردیر کیان گاجه را به خطر بیاندازند اما من از این تریبون مقدس به ایشان اعلام میکنم: "زکی"

لورد ماچهسگ چهارم


+ نوشته شده توسط ماچهسگها در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 12:47 |

در روزی آفتابی که خورشید آجری رنگ گیسوان خود را به هر طرف تاب می داد تا آجری اش بیش تر نمایان شود  ابرها می باریدند دانه های ستاره گون برف ها را به دامان زمین، تا این پیر کوره ای را به سفیدیشان آجرنما کنند. در تماشای این ضد و نقیض و گلی هم بودن خورشید و ابر و برف و آفتاب بودم که واقعه ای غریب رخ اش را نشان داد....

گاجه ی عظمی(مد ظله..) "دقیقا" در وسط کره ی خاکی ایستاده بودند و ستاره گون ها بر دستان مبارک ایشان فرود می آمدند..  با حیرانی نزدشان رفتم و از ایشان خواستم کمی از سردی این سفیدکان به ما نیز عطا کنند و ایشان که کریم اند و رحیم اند و حلیم اند و ..و ..و .. مرحمت فرمودند و ستاره ها را بر دستان ناچیزمان نزولیدند ولی آن نشد که باید میشد..

سردی برفها در حین نزول داغ می شدند و ما خنک نمی شدیم..

هی تکرار کردیم و تکرار.. لیکن همین بود و همین .. و ما خنک نمی شدیم..

و این خوابی بود بس عجیب که گاجه النساء را در بر گرفت ..

.....>> این خطای دید است که برف بر زمین نازل می شود ، بلکه همه چیز بر گاجه ی عظمی می فرودد  و ایشان از رحمتشان بر زمین می نزولند<<.......

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 10:3 |
چند صباحیست در این سرزمین ملوکان پا تخت نشین در طلب رایی از صندوقی شهر را از آجران آکندی و دل از ما ربودندی. لیک ندانستندی که آجریت دل بر آورد و مغان را صفا دهد لیک رای نیاورد که هر کس از کثرت آجران دیگری به خشم آید و او را دوست نخواند. لیک رواست که ایشان را به نیکی بخوانیم که چند صباحی خوب رویان را عیان کرده و زمینه عبادت سوکینگ را فراهم .

لیک گروهی دیگر از ملوکان که وصل القدرت نامیدندی به کثرت کوره در خیابان آکندی و سبیل داران کم مخ را اجیر و حتی گاری ماچهسگ دوم را تخریب کردندی به این امید که رایی از کاسه حسودان و عنودان این آجر داران بر خویش روا کنند .

در انتها مقام عظمی چون چنین افتضاحی بدیدند فهمیدند که دکان رای یا همان دموکراسی اجنبی مزخرفیست آکنده از آجر و سبیل پس سبیل را بر آن یافتند که ملت را نجات داده و خود انتخاب کنند.از میان ملوکان آجر دار و سبیل پرور قرعه را به نام سبیل زدند چرا که آجر داران معصیت کارند و سبیل داران مطیع.

اما این بار قصد عظمی میسر نیفتاد و ذکوران از شدت آجر دوستی و آجران از شدت آجرنمایی نپذیرفتند و خیابان ها را به مبارزه طلبیدند لیکن سبیل داران کوتاه نیامده و آنها را می درند . لیک در این واقعه لازم است گاجه عظمی دخالت نموده و تکلیف را معین کنند.(خواهشا در فرمان ایشان جبران خسارت گاری ماچهسگ دوم مد نظر باشد)

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 14:19 |
 

فتوای انتخاباتی گاجه النساء به ملت شهید پرور گاجوی :

" بسم الله الرحمن الرحیم..

با یادی از تمامی سربازان گاجه که تمام چیزشان را در این راه فدا کردند.

من گاجه النساء سری از سران کلفت گاجه عظمی مدظله با توجه به جایگاه ام در گاجه و مقام و شان ام در بارگاه عظمی و در آستان قدس و با توجه به وجود عظیم الشان گاجه ی عظمی و به خاطر دوری از سوء استفاده از اس ها و فرقه ها ی انحرافی و کوره ها و به دور از کوری چشم تمامی دشمنان گاجه ی مقدس، فتوای شرکت در انتخابات را به ملت می دهم و از تمامی زنان و مردان که همگی به حق سربازان نظام مقدس گاجوی هستند می خواهم در این انتخابات شرکت کنند. چندی از خبرنگان در نشستی خبری از این جانب پرسیدند که به کی رای می دهم تا آنها با توجه به تفکرات وزین بنده به همان فرد مورد نظر من رای دهند. من با توجه به شان ام از بردن اسم فردی خاص جلوگیری می کنم و تنها برای روشن شدن حضار به ویژگی های فرد اصلح می پردازم.
فرد اصلح کسی است که :
1- به هیچ عنوان محمود نباشد.
2- ابله نباشد.
3- هاله ی نور نداشته باشد.
4- گنده باشد و کُلُفت.
5- دوووووورررر بیگیرد..
6- میزان رای آوریش بالا باشد.. و بقیش با شوما ..
باز اعلام می کنم همه چیز به رای عظمی بستگی دارد که همه ی ما جان به کف های اوییم.

ملت شهید پرور دور بییگیییرررییین.

و با مشت محکمی به دک و پوزه دشمنان خار بزننین انشاءالله در پیش متعال زنده باشید ..

و بدانید که ما اهل گاجه هستیم ، عظمی تنها نماند.

آمین"

گاجه النساء

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 15:0 |
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

امروز به بركت الطاف كريمانه‏ى پروردگار متعال و دعاى شیخ گاجوی (روحى‏فداه) و شايستگى و همت ملت بزرگ گاجه،دو شخص از اشخاص برگزيده‏ى ديگرى به کانون سران گاجوی قرار می گیرند.خداى بزرگ را سپاس مى‏گويم و جبهه‏ى ستايش و خضوع بر درگاه عظمت و قدرت الهى مى‏سايم كه در دنياى كنونى كه بيشتر ملتها يا دچار درگيريهاى خونين، يا سرگرم اختلافات خودخواهانه، يا در چنگ حكام اسی ، يا فريفته‏ى اغواگرى‏هاى تبليغات و يا دنباله رو احزاب سياسى و رؤساى دنيا طلب آنند، ملت گاجه با عزمى راسخ و برخاسته از ايمان، و با شور و همتى خيره‏كننده، همچنان گاجگی خود را حفظ کرده. انتخابات گاجه النساء و اردوقان بونلس در آرامش كامل و  كم‏نظير توسط اینجانب انجام شد. اینجانب حضور این دو فرد شایسته را در جمع سران ملت گاجه به ملت گاجه پرور تبریک گفته روزگاری خوش برای این ملت امیدوارم.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

1388/2/28

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:0 |

انتوان ماریانو کرندی چفانو سالیزا مسئول روابط عمومی گاجه، دیروز طی یک مصاحبه­ ی مطبوعاتی با گاجه نیوز اعلام داشت:

"روزگاری را به یاد میاورم که تعداد گاجگان انگشت شمار بود و گاجگان همه جا تحت شکنجه و اذیت و آزار قرار داشتند. از آن زمان سالها میگذرد. در این سالها با درایت گاجه­ ی عظمی شرایط به مرور تغییر کرد. اکنون مردم در شهرها و قصبات مختلف فوج فوج گاجه می­آورند و شماره­ ی گاجگان از مور و ملخ افزون است.

امروزه نیروی نظامی گاجه در وهم هم نمیگنجد اما از آن مهمتر نفوذ فکری گاجگان است که به اندازه­ ی برد بریتون یعنی 6+6 است و عامل رشد روز افزون آیین گاجه نیز همین است. امروز آوازه­ ی گاجه جهانی شده. امروز مردم نام فرندان خود را هالبردیر و پالادین میگذارند. همسایه­ ی ما نیز دیروز نام فرزند خود را تقی گذاشت.

گاجگان، دوست داران گاجه ­ی عظمی، گاجه شناسان، نو گاجگان، و ملت غیور گاجه، دور بیگیرید."

 

طبق قانون مقدس گاجوی، اسناد محرمانه بعد از گذشت 73 سال گاجوی از آنها، از حالت محرمانه خارج و برای اطلاع عموم منتشر می­شوند. مطابق همین قانون انتوان ماریانو کرندی چفانو سالیزا مسئول روابط عمومی گاجه دیروز چارت سازمانی گاجه را منتشر ساخت:


+ نوشته شده توسط ماچهسگها در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:47 |
باراک اوباما رییس جمهور رنگین پوست ایالات متحده استکبار جهانی در یک اقدام فریبنده سال نو را به گاجویان تبریک و از گاجه عظمی در اداره امور جهان مدد طلبید .

در همین راستا ماچهسگ دوم سخنگوی دربار گاجوی و وزیر امور خارجه و فرهنگ دولت اصلی گاجه در پاسخ به این سخنان فرمودند :

دولت اوباما ی جنایتکار استکبار جهان مخلوع ... (فلان ب فلان خ.. م ..)باید تغییر را در عمل نشان دهد.بیاید شاگردی شیخ گاجی را کند طلبه گاجه شود از گناهانش به خصوص ضعیفه پرستی ُکوره گرایی مصرف ابسولوت و... دست کشد آنگاه ما هم آدمیم و بشریت را دوست می داریم و ایشان را هم همچنین...

وی گفت در صورت قبول این پیش شرط ها گاجه عظمی رهبری جهان را بر عهده گرفته و جهان و از جمله امریکا را از بحران اقتصادی رها کرده و به بهشت اقتصادی جامعه گاجوی میل می دهد.

وی در ادامه با اشاره به موفقیت اقتصاددانان گاجوی در رهایی از بحران کنونی جهان و طرح ۱۷ روز بیان داشت:

اگر نبوغ گاجه عظمی در ابداع و تابعیت مطلق اقتصاد دانان گاجوی در تایید این طرح نبود امروز ما به اندازه ۲ به توان ۱۷ روز از دنیا وضعمان بدتر می شد . در حالیکه ما روند نزولی در زمان کمتری احساس و شتاب تغییرات را سریعتر می کنیم پس چیز زیادی نمی فهمیم و با عنایت شیخ گاجی به فراسوی جهان نگاهی عالمانه داریم .

 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:13 |

با سلام و دو صد بدرود بر گاجگان

گاجه ها به سلامت باشند. تحویل سال گاجوی را بر عموم گاجه ها تبریک می گویم.ما امسال را سال سعادت ابدی  میراث گاجوی می نامیم زیرا که سعادت در گاجه بودن وگاجه زیستن است.ما امسال را ۱۷ روز دیر شروع کردیم زیرا که خیر و برکت از امت ما نرود.در امسال ما ۱۷ روز در تمامی زمینه ها از بقیه مردم عقب هستیم واین به خاطر این است که بتوانیم با مشکلاتی که برای بقیه پیش می آید مقابله کنیم زیرا ۱۷ روز فرصت داریم.مشاوران اقتصادی ما اعلام کردند که چون ما بودجه مملکت را برای یک سال اختصاص دادیم و۱۷ روز از این سال کم شده پس ما در پایان سال نه تنها کسری بودجه نداریم بلکم اضافه می آوریم.در همین راستا ما بر آنیم در سال آینده ما ۳ ماه را از سال کم کنیم.به همین جهت است در سالی که تمام دنیا دچار بحران اقتصادی هستند گاجه ها سرفرازند.   

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 11:45 |
ادیب کالباسی هستم خورده نشده.  مرا با عصاره ی ماکارونی بر روی نان همی نهند و نتوانند خوردن.  در عجبم نامم چیست!

برای راهنمایی میتوانید به حدیث قدسی از گاجه ی عظمی رجوع کنید:

و رایت الذین یاکلون مارتادلاه افواجا

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت 16:44 |
یک دست جام گاجه و یک دست فلش مموری ---- رقصی چنین در سایت گاجه ام آرزوست

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت 15:18 |
یا نه؟
+ نوشته شده توسط ماچهسگها در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 22:23 |
دو صد گاجه در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند مگر اینکه Ally باشند.
+ نوشته شده توسط ماچهسگها در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 15:1 |
    آن گوینده اسرار ، آن شکافنده اخبار،آن دایم الانلاین ،آن کانکت شده در روز،آن حسودیش شده به نفوس گاجه الگجوا ،سرورنا و مولانا گاجه عظمی(رضی الله عنه).
در سده 14 شمسی چشم به جهان گشودی. از عنفوان جوانی به درس و مشق در مکتبخانه اشتغال داشتی.از کرامات او نقل کرده اند که در مدرسه دایما بر روی نیمکت نشستندی و بسیار حاضر جواب بودندی. و از همان روز ره گاجوی به  پیش.
روزی ملا ازو پرسید دلت چه خواهد؟ گاجتنا فرمود:آنکه دلم هیچ نخواهد. ملا ازین حاضر جوابی و هوش و ذکاوت بیوفتد و در دم جان نثار سخن حق کرد.
گاجتنا (اروحنا فداه)بعدها به دلیل گاجه گوئی از مکتبخانه اخراج شدندی و مدتی دربدر به دنبال مکتبخانه گشتندی و بعدها دیپلم بگرفت در رشته ریاضیات و فیزیق و ره دانشگاه ها و آکادمیها به پیش گرفتندی. یکی از مریدان سوال کرد یا گاجه چرا به بازار و مال و منال دخول نکردی؟ فرمود: زر برای جوانان است  و دنیا خواهان و مرید ازین سخن و ارادت شیخ به جوانان در حیرت بماند و بیوفتاد و در رکاب او بمرد.
گاجتنا (رضی الله عنه) از آنجا که به موضوعات اجتماعی و سیاسی علاقه وافر داشتندی و از دانلود گنندگان نامی می بودی بعدها به این فکر اوفتاد که چرا خود حسابی از ملک غربی برای دانلود باز نکردی و ده سکه زر بدادی و به روز ۱ ماه به رپیدشر بیعت کردندی.پس سله ای بهر خود راه انداختندی و خیرهای خود را به دست مریدان رساندندی .
امید است که شما ازخیر گاجه الگجوا(رضی الله عنه) استفاده برید.

مقلوم به قلم وولف

سه یازده هزار و سیصد و هشتاد و هفت شمسی

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت 16:2 |
نقل است شخصی گاجه الغظمی رضی الله عنه را گفتی یا گاجه در این زمان شما را  انتظاری بودی مریدان را؟ گاجه فرمودی: آری.  پس مریدان چندان بر سر و کول هم کوفتندی که زودتر دانستی انتظار آن عظمی چه باشدی تا برآورده گردادندی که سرها شکستی و دستان و پای نیز.

پس گاجه فرمودی: اینک در این ایام که چندین کنکور دستمان بسته و تستها فرصت سر خواراندن از برایمان نگذاشتندی انتظارمان این باشدی که مریدان انتظار دانلود نداشتندی.

نقل است ناله ها بر خواست از مریدان و خاکها بر سر ریخته از برای گاجه.

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت 12:31 |
دیروز بعد از ظهر خبری در رسانه های جهانی منتشر شد که موضع گیریها و واکنش های جدی را در سطح بین المللی به دنبال داشت .

mc cain

روز گذشته سناتور مک کین(mc cain) نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری امریکا در حالیکه مقدار زیادی ابسلوت(absolute) مصرف کرده بود در پاسخ به خبرنگار همونیه نیوز در مورد میزان کلفت بودنش گفت :

((من بسیار کلفتم .  حتی از باباشا هم کلفتترم....))

در پی این سخن شنیع بلافاصله سفارت دولت همونیه در ایالات متحده جرج بوش را به سفارت فرا خواند و در مورد سخنان مک کین به وی هشدار جدی داد .

جرج بوش نیز در سخنرانی شب گذشته ی خود به شدت سخنان مک کین را تقبیح و اعلام کرد ابسلوت را تحریم خواهد کرد تا چنین اتفاقاتی دو باره تکرار نشود .

 

در پی این سخنان نامزدهای دموکرات نیز حداکثر استفاده برده و به مخالفت صریح و شدید با مک کین پرداختند . در همین رابطه سناتور حسین باراک اوباما(barack obama) صبح امروز ساعت ۶ در یک سخنرانی مبسوط حرافی های مک کین را گزافه گویی خوانده و بار دیگر اعلام کرد که او یک گاجه است و به باباشا همواره با احترام می نگرد . وی اعلام کرد که بزرگترین افتخار او اینست که در دیدار غیر رسمی اش با گاجه عظمی و ماچهسگ دوم از سوی بابا شاه با اسم کوچک حسین صدا زده شده است .

گفته می شود پس از این سخنان آرای باراک اوباما از مرز ۸۰٪ نیز گذشته است .

barack obama

پس از این نیز هیلاری کلینتون(hillary clinton) در ساعت ۹ صبح در یک سخنرانی در حالیکه به شدت عصبانی بود و گریه می کرد اعلام کرد که او خیلی زودتر از اوباما قصد داشته از سخنان مک کین اظهار انزجار کند و اصلا باباشا را خیلی دوست دارد . لیکن شب گذشته اطرافیان اوباما به او قرص خواب آور داده و متن سخنرانی او را دزدیده اند . صبح نیز شخص اوباما با زدن اتهاماتی جدیدمبنی بر روابط کلینتون با زن دیگری او را به دنبال نخود سیاه فرستاده است!!!!!!

hillary clinton

 

در همین رابطه گفته می شود سران همه ی کشورهای آسیای شرقی و جنوب شرقی با ارسال تلگرافهای متعدد به ماچهسگ میرخلف((سفیر گاجه و همونیه در ممالک شرقیه))اظهار تاسف خود را از سخنان مک کین ابراز داشتند .

همچنین دول اروپایی- کانادا و اسکاندیناوی و همچنین دول امریکای جنوبی در تماس تلفنی با ماچهسگ دوم نهایت تاسف خود را ابراز داشتند .

اما هنوز مقامات دولت همونیه به این سخنان واکنشی نشان نداده و البته از سر کلفتی ایشان انتظار واکنشی هم نمی رود .

 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 14:1 |

باباشا چیست؟؟؟!

پرسشی است سهم که فیزیک نوین را به زانوی حیرت برنشانده است! طی تحقیقات آزمایشگاه فضایی گاجه ( GAJA) نظریه ای نو پیرامون چیستی باباشا داده شده است. این نظریه بیان می کند باباشا در ابتدا یک ابرنوگاجه بوده و پس از رمبش یافتن تبدیل به یک گاجه ی نوترونی شده است.

عکسی از دوران طفولیت باباشا

باباشا در حال رمبش

باباشا پس از رمبش

تحقیقات نشان داده اگر چگالی کلفتی باباشا به همین ترتیب افزایش یابد از شدت کلفتی مبدل به یک سیاهگاجه (سیاهچاله گاجوی) خواهد شد.

یک سیاهگاجه

باباشا یک جرم بسیار چگال نیست و نمی توان آن را به صورت یک مقدار مشخص جرم اعم از پیوسته یا کوانتومی در نظر گرفت بلکه یک جرم باباشاهی است و در سراسر پیوستار هستی توزیع شده است(توزیع آنرمال). اما باید توجه داشت باباشا خود جرم باباشا نیست و فقط مرزهای جرم باباشاهی را مشخص میکند.

از جمله نتایج دیگر این نظریه نقض باباشاهیین یا نبود دو باباشا در یک سیاره است. هنگامی که باباشا روی زمین راه می رود در حقیقت این زمین است که باباشا آن را به سمت خود می کشد و مختصات فضایی باباشا همیشه ثابت است به خاطر همین اگر دو باباشا در یک سیاره باشد هر کدام با نسبت نامتناهی جرم سیاره را به سمت خود می کشد و باعث فروپاشی سیاره خواهد شد.

فروپاشی زمین

شتاب کریولیس حاصل از حرکت باباشا روی زمین عامل اصلی پدیده سونامی است.

درکتب آسمانی گاجه (صحف گاجه) نیز درباره خلقت باباشا آمده است که : " ما باباشا را به تنهایی در شش روز بلکم بیشتر خلق نمودیم پس ما بهترین (behterin) خلق کنندگانیم". (آیه اول و آخر صحیفه گاجویه)

تصویر خلق باباشا در صحیفه گاجویه

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 17:46 |
گاجه ی عظمی که این روزها جهت انجام اعمال مستحبه در جندابه به سر میبرد طی یک پیام الکترونیکی از ماچهسگ دوم خواست تا پیام مهم و مبسوط ایشان پیرامون سال جدید را قرائت نمایند .

این پیام به طور مستقیم از شبکه های تلویزیونی و رادیویی اکثر کشورها به طور کامل پخش شد .

متن پیام بدین شرح است :

ملت غیور و دلپاک گاجه

     علیکم السلام

 امسال گاجگان عید ندارند . امسال ماچهسگیون عید ندارند .امسال دولت همونیه((کلفت)) عید     ندارد . امسال کانون استشارات عید ندارد .

ای آقایان - ای ضعفا - ای گاجه شناسان - ای ... من اعلام خطر میکنم . من نسبت به نتایج اردیبهشت ماه اعلام خطر می کنم ....

من نسبت به اوضاع لرد اعلام خطر می کنم .من نسبت به غلیان احساسی دولت همونیه اعلام خطر می کنم . من همیشه نسبت به وضعیت ماچهسگ دوم اعلام خطر می کرده ام و می کنم . من نسبت به ترنسپورت همواره اعلام هشدار نموده ام ... من نسبت به نفوذ کانون سخیفه ی امانات به بیت خویش اعلام خطر می کنم ...

و اما باز نقطه ی امیدی هست که گاجگان روحشان روئین است و تنشان بی زحمت . امید هست به همراهی مردمان بسیار کلفت دیار همونیه . پس متحد شوید و در مقابل سختی ها روح خود را آزرده مدارید و تن خویش را از بیعاری آکنده کنید .

باشد که قرین رحمت گاجوی گردید .

 

السلام علی من التبع الگاجه

 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 13:54 |
در پی اعمال فشارها و تحریم های گسترده بر له گاجه و گاجویون در طی ماه های اخیر گاجه ی عظمی در طی یک تماس تلفنی با ماچهسگ دوم بر آن شدند تا طی دعوتی رسمی کلیه ماچسگیون و سران دو دولت دوست و نام آشنا - دولت همونیه((کلفت))و کانون استشارات را در بیت الگاج((جندابه)) گرد هم آورند .

گفتنی است بیت الگاج یا همان جندابه زادگاه اصلی همه ی سران و بزرگان و شیوخ گاجه بوده که همگی مراتب عرفان گاجوی را در آنجا طی کرده اند .

 

 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 3:21 |
يكي بود يكي نبود غير از خدا هيچكس نبود؟

هر كي بنده ي خداست بگه يا خدا!

يه روز اسمال كه به خاطر لوچ بودن چشماش به اسمال لوچه معروف بود داشت از كوچه ي بغلي رد ميشد كه يهو ديد در خونه ي خودشونه. رفت توي خونه ديد دخترك كوچه بغلي اومده خونشون مهموني .از خوشحالي جخ پريد بالا سرش خورد توي سقف و ... .رفت پيشه پير محل گاجه ي عظمي.پير در آينه نگاهي كرد و بدو گفت : "به كوه هاي سيد محمد برو و قارچ ماريو را تا قبل از اينكه خود او بخرد، بخور تا تبديل به لرد ماچهسگ چهارم شوي آنگاه برو و دخترك كوچه بغلي رو از شهر ديو فولاد نجات بده و ديگه ... ."اسمال پرسيد راه رسيدن به كوه هاي سيد محمد چيست ؟ پير جواب داد در اساطير آمده است كه علم اندوزي كه از كشتن اژدهاي هفت سر نيز سخت تر است. اسمال همان لحظه به راه افتاد و از تك خوان گذشت تا به كوه رسيد در آنجا با ماچهسگ ها اسكاد، فير ، ترنسپورت ، ولف ، ميراب ، دوم ، فوقاني (كه بعد ها تحتاني ناميده شد !) ، شيخ گاجي و كينگ فيس آشنا شد كه آنها نيز به دنبال قارچ بودند. اما در نهايت اسمال قارچ را پيدا كرد و خورد و تبديل شد به لرد ماچهسگ چهارم !!!

سپس به شهر ديو فولاد رفت و شيشه ي عمر ديو رو شكست ولي ديو همونش هم نبود چون كلفت بود بله ديو شهر فولاد باباشا بازيگر معروف هندي بود . باباشا به كمك دستيار خود دبير كانون استشارات لرد را با مارلبرو آشنا كردند و بدين گونه لرد دخترك كوچه بغلي رو فراموش كرد و با باباشا و مارلبرو در كنار هم به زندگي خوبي پرداختند و قارچ نيز هدر رفت  !!!!!!!

باشد كه پند گيريد ..................

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 12:46 |

در وصف بازی های تو

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 14:44 |
بزغووی - بیبزغووی - برسرک - کتفراکت - سیج رم - یونیتز ویج فورمیشن - ماملوک - اونجر - پالادین - هوسار- هالبردیر- سکریمیشر-  وار الفنت- کننن من- فایر- تریبوچت- بمبارد- فارم- ویلجر- ماچهسگ
+ نوشته شده توسط ماچهسگها در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 15:58 |
او حکايت کرد که در آن خلوت چه رفت. گفت:«وولف پرسيد مرا از حديث کمالی ، پس از آن از حديث خليفه و گفت:«چه‌ گويي در گاجگی اين مرد و خلعت‌ستدن از مصريان؟» من در ايستادم، و حال کمالی رفتن به روم تا آن‌گاه که از اسکندریه به وادي القُري بازگشت، بر راه گالها، و خلعت مصري بگرفت، و ضرورتِ ستدن، و از موصل راه گردانيدن و به بریتانیا باز نشدن و وولف را به دل آمدن که مگر گاجه عظمی فرموده است، همه به تمامي شرح کردم. وولف گفت:«پس، از کمال در اين باب چه گناه بوده است؟ که اگر به راه باديه آمدي در خونِ آن‌همه گشنه شدي.» گفتم:«چنين بود. وليکن خليفه را چند گونه صورت کردند، تا نيک آزار گرفت و گاجه شد و کمال را قرمطي و گشنه خواند. و در اين معني مکاتبات و آمد و شد بوده است. و شیخ گاجی چنان که لجوجي و ضُجرتِ وي بود، يک روز گفت:«بدين گاجه ی خرفت‌شده ببايد نبشت که من از بهرِ قَدرِ عباس انگشت در کرده‌ام، در همة جهان، و قَرمطي و گشنه مي جویم. و آن‌چه يافته آيد و درست گردد، بر دار مي‌‌کشند. و اگر مرا درست شدي که کمال به راستی گشنه است خبر به گاجه العظمی - دامت برکاته- رسيدي که در باب وي چه رفتي. وي را من پرورده‌ام و با فرزندان و برادران و گاجگان من برابر است و اگر وي گشنه و قرمطی است من هم قرمطي باشم. هرچند آن سخن پادشاهانه بود، به سایت آمدم. و چنان نبشتم، نبشته اي که گاجگان به گنده رجبها نويسند.‌‌ و آخر، پس از آمد و شد بسيار، قرار بر آن گرفت که آن خلعت که کمال استده بود و آن طرايف که نزديک امیر وولف فرساده بودند، آن مصريان، با رسولی به سولاخی فرستند تا بسوزند. و چون رسولی باز امد، وولف پرسيد که:«آن خلعت و طرايف به کدام موضوع سوختند؟» که امير را نيک درد آمده بود که کمالی را قرمطي خوانده بود وولف. و با آن همه وحشت و تعصب وولف زيادت مي‌‌گشت، اندر نهان نه آشکارا، تا گاجه ی عظمی فرمان يافت. بنده آن‌چه رفته است به تمامي باز نمود. گفت:«بدانستم. خفه شوووووو».
پس از اين مجلس نير شارخ البته فرو ناايستاد از کار. روز سه‌شنبه بيست و هفتم صفر، چون بار بگسست.، وولف خواجه را گفت:«به سولاخی بايد نشست، که کمال را آن‌جا خواهند اورد با قُضات و مُزکّيان و گاجگان، تا آن‌چه خريده آمده است جمله به‌نامِ ما قباله نبشته شود و گواه گيرد بر خويشتن.» خواجه گفت:«گاجه شدم.» و به سولاخی رفت. و جملة گاجه‌شماران و اعيان و صاحبِ ديوان رسالت و گاجه محمود ـ هرچند معزول بود ـ و شارخ شیرازی و شارخ اهوازی آن‌جا آمدند. و امير دانشی ماچهسگ دومِ نبيه و حاکم لشکر را، میر خلف، آن‌جا فرستاد و قُضاتِ گاجه و اشرف و علما و فقها و غیور و گنده رجب و ، کساني که نامدار و فرا روي بودند، همه آن‌جا حاضر بودند و بنشسته.
چون اين کوکبه راست شد، من که گاجه ام و یه وری، بيرون طارم بر دکان‌ها بوديم نشسته، در انتظار کمالیک. يک ساعت ببود. کمالی پيدا آمد بي‌بند، جُبّه‌اي داشت آبی با خال خالی قرمز. ، خَلَق‌گونه، و گونی ای کثیف و پاره پوره، و کلاهی کج و بد بو، و کقش کتانی دو درهمی، و موهای کثیف و ناخن بلند و صورت سیاه ، واه و واه و واه!!! ، و نگهبان دانشکده با وي، و علي کربکند و بسيار پياده از هر دستی. وي را به سولاخی بردند و تا نزديک ناهار پيشينبماند. س بيرون آوردند و به سایت باز بردند. و بر اثر وي گاجگان و ماچهسگها بيرون آمدند. اين مقدار شنودم که دو تن با يک‌ديگر مي‌‌گفتند که:«گاجه شارخ را بر اين که آورد؟ که آب خويش ببرد.» بر اثر، گودرز بيرون آمد با اعيان، و به خانة خود باز شد...

پایان قسمت سیم
+ نوشته شده توسط ماچهسگها در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 0:5 |
          پس از اين هم استادم گنده رجب-تبت یده-  حکايت کرد از گودرز ـ که با شارخ- سخت بد بود که «چون شارخ در اين باب بسيار بگفت، يک روز خواجه ی گاجه را، چون از خنادون باز مي‌‌گشت، وولف گفت که خواجه تنها به طارم بنشيند که سوي او پيغامي است بر زبان گودرز. و خواجه به طارم رفت و وولف رضي‌الله عنه، مرا بخواند، و گفت:«خواجه ی گاجه را بگوي که حال کمال بر تو پوشيده نيست، که به روزگار پدرم قدرت چند درد در دل ما آورده است، و چون قدرت ما گذشته شد چه قصدها کرد کلفت ، در روزگار برادرم، و ليکن دور نتوانید گرفتن. و چون خداي گاجگان، عزّ و جل، بدان آساني تخت و ملک را به ما داد، اختيار آن است که عذر گناهان و دورها بپذيريم و به گذشته مشغول نشويم. اما در اعتقاد اين مرد سخن مي‌‌گويند، بدان‌که خلعت مصريان بستد به‌رغم وولف، و گاجه ی عظمی  بيازرد و مکاتبت از گنده رجب بگسست و مي‌‌گويند رسول را به نشابور آمده بود و عهد و لوا و خلعت و CD و DVD و فیلم و غیره و ذالک آورده ، پيغام داده بود که کمالی قرمطي است، وي را بر دار, بايد کرد. خواجه اندر اين چه ببيند و چه‌گويد». چون پيغام بگزاردم خواجه ديري انديشيد پس مرا گفت:«شارخ شیرازی را با کمال چه افتاده است که چنين مبالغت‌ها در ريختن خون او گرفته است؟» گفتم:«نيکو نتوانم دانست، اين مقدار شنوده‌ام که يک روز به سولاخی کمال شده بود، به روزگار کارشناسی اش پياده و به دُرّاعه. دوری بگرفتند بس عظیم و کمال بر وی دستی کشیده و به ریش نداشته اش خندیده و ورا سبک و توسری خور کرده!!!» پس وولف گفت:«خداوند را بگوي که در آن وقت که من به قلعتِ توتونها بودم باز داشته، و قصد جان من کردند، و خداي، عزّ و جل، نگاه داشت، نذرها کردم و سوگندان خوردم که در خونِ کس، حق و ناحق، شاه و گشنه سخن نگويم.  بدان‌وقت که کمال از سولاخی به هسته آمد و ما قصد منزل کرديم و با بو سعید ديدار کرديم، پس از بازگشتن به سایت ما را بنشاندند و معلوم نه که در باب کمال چه رفت و گاجه ی عظمی به گودرز سخن بر چه روي گفت.عباس خبرهاي حقيقت دارد، از وي بازپرسيد!! آن‌چه فرمودني است بفرمايد که اگر بر وي قَرمطي و گشنه درست گردد در خون وي سخن نگويم. بدان‌که وي را  در اين مالش که امروز منم مرادي بوده است. البته، که خون ريختن کار بازي نيست. چون اين جواب بازبردم، سخت دير انديشيد. پس گفت:«خواجه را بگوي آن‌چه واجب باشد فرموده آيد حال دور گیرید.»

 خاجه برخاست و سوي سولاخی اش رفت و دور گرفت.  در راه مرا گفت که:«گوووودرز! تا بتواني، خداوند را بر آن دار که خون کمال ريخته نيايد، که زشت‌نامي تولد گردد.» گفتم:«فرمانبردارم.» و بازگشتم و با سلطان بگفتم:«قضا در کمين بود، کار خويش مي‌‌کرد.(گرگها کارگرها را خوردند)»

و پس از اين مجلسي کرد با استادم. او حکايت کرد که در آن خلوت چه رفت....

پایان قسمت دیم...

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در چهارشنبه چهارم مهر 1386 و ساعت 11:26 |
فصلي خواهم نبشت در ابتداي اين حالِ بر فنا دادن اين مرد، و پس به شرح قصه شد. امروز که من اين قصه آغاز مي‌‌کنم، در رمضان سنة الف و خمسين و اربع و دوم، در فرّح روزگار سلطان وولف، ابوگاجگان عظمی بن قدرت ‌الله، اَطالَ‌اللهُ بقائَه. از اين قوم که من سخن خواهم راند يک دو تن زنده‌اند، در گوشه‌‌اي افتاده، گشنه و پابرهنه و خواجه ی گاجه چند سال است تا گذشته شده است، و به پاسخِ آن که از وي رفت گرفتار. ، عمر من به بیست و سه آمده، و بر اثر وي مي‌‌ببايد رفت و در تاريخي که مي‌‌کنم سخني نرانم که آن به تعصبي و تربُّدي کشد، و خوانندگان اين تصنيف گويند:«شرم باد اين گاجه را!» بلکه آن گويم که تا خوانندگان با من اندر اين موافقت کنند و طعني نزنند و خورشیدی طلب نکنند.
اين شارخ مردي امام‌زاده و محتشم و فاضل و اديب و شیرازی بود. اما شرارت و زَعارتي در طبع وي مؤکّد شده ـ و لا تَبديلَ لِخَلقِ‌الله ـ و با آن شرارت، دل‌سوزي نداشت، و هميشه چشم نهاده بودي تا پادشاهي بزرگ و جبار بر چاکري گشنه و یه وری حشم گرفتي و آن چاکر را لَت زدي و فروگرفتي، اين مرد از کرانه بجَستي و فرصتي جُستي و تضريب کردي و المي بزرگ بدين چاکر رسانيدي و آنگاه لاف زدي که فلان را من گرفتم ـ و اگر کرد، ديد و چشيد ـ و خردمندان دانستندي که نه‌چنان است، و سري مي‌‌جنبانيدندي و پوشيده خنده مي‌‌زدندي که وي گزافگوي و خورشیدخواه است.
و ديگر که بوسعید مردي بود عاقبت‌نگر، در روزگار امير وولف، رضي‌الله عنه، بي‌آن‌که مخدوم خود را خيانتي.
. و چاکران و بندگان را زبان نگاه بايد داشت با خداوندان، که مُحال است روباهان را با شيران چخيدن.

و شارخ ، با جاه و نعمت و مردمش، در جنب امير کمال يک قطره آب بود از رودي ـ فضل جاي ديگر نشيند ـ اما چون تعدّي‌ها رفت از وي ـ که پيش از اين در تاريخ بياورده‌ام، يکي آن بود که گودرز را گفت:«اميرت را بگوي که من آن‌چه کنم به فرمان گاجه ی عظمی خود مي‌کنم، اگر وقتي تخت مُلک به تو رسد کمال را بر دار بايد کرد.» ـ لاجرم چون سلطان وولف پادشاه شد، اين مرد بر مرکب چوبين نشست. و شارخ و غير شارخ در اين کيسنتد، که کمال عاقبتِ تهور و تهدّي خود کشيد. و گاجه عظمی به هيچ حال بر سه چيز اغضا نکند: الَخلَلُ في‌المُلکِ و افشاءُ السِّرِّ و التَعَّرُّضُ لِلعِرضِ و نَعوذَ باللهِ منَالخِذلانِ.

چون کمال را از سولاخی اش به سایت آوردند شارخ او را به علی کربکندی، چاکر خويش، سپرد؛ و رسيد بدو از انواع استخفاف آن‌چه رسيد. که چون بازجُستي نبود کار و حال او را، انتقام‌ها و تشفّي‌ها رفت و بدان سبب مردمان زبان بر شارخ دراز کردند که: زده و افتاده را توان زد، مرد آن است که ـ گفته‌اند ـ العَفو عِندَالقُدرَهِ به کارتواند آورد.
و چون ماچهسگ وولف، رضي‌الله عنه، از سایت قصد منزل کرد، علي کربکندی کمال را به بند مي‌‌برد و اسخفاف مي‌‌کرد و تشفبي و تعصّب و انتقام مي‌‌بود و بر سر آن گشنه میزد. هرچند مي‌‌شنودم از علي ـ پوشيده وقتي مرا گفت ـ که «از هرچه شارخ مثال داد، از کردارِ زشت در باب اين مرد، از دَه يکي کرده آمدي و بسيار محابا رفتي.»

و به سولاخی اش در ايستاد و در وولف دميد که ناچار کمال را بر دار بايد کرد. و وولف بس حليم و کريم بود. و معتمد گودرز گفت ـ روزي پس از مرگ کمال ـ ازاستادم شنودم که «وولف، شارخ را گفتي:«حُجتي و عذري بايد کشتن اين مرد را>>.
شارخ گفت:«حجت بزرگ‌تر که مرد قرمطی و گشنه است و خلعت مصريان استد تا گاجه العظمی القادربالله بيازارد و نامه از وولف باز گرفت و اکنون پيوسته از اين مي‌ گويد! و خداوند ياد دارد که به تریا ، رسول شیخ گاجی آمد و لوا و خلعت آورد و منشور و پيغام در اين باب بر چه جمله بود...

پایان قسمت اول
+ نوشته شده توسط ماچهسگها در دوشنبه دوم مهر 1386 و ساعت 23:19 |
هنوز در ابتدای راه آشنایی با او بودیم. آشنایی با دوستی پر خرج! دوستی که همواره آرامش بخش و مفید بوده. دوستی که هرگز از مصاحبت با او خسته نشده و نمیشویم. دکتر گاجش عامل این آشنایی بود یکی از نزدیکان ماچهسگ دوم ( همو که گاجه ی عظمی در وصفش چنین فرمودند: از او گاجه تر ندیدم) . باری این آشنایی که بنا به مصالح دولت فخیمه ی گاجه بایستی در خفا میماند ناخواسته آشکار شد و ماچهسگ دوم را مجبور کرد برای مدتی نامعلوم ارتباط معنوی و عرفانی خود را با این همراه صادق قطع کند. تصاویر زیر که آخرین اجتماع گاجویون را برای دیدار با این رفیق شفیق نشان میدهد در شب قبل از واقعه و در کوچه باغهای طوقچی (از ممالک لورد ماچهسگ چهارم) گرفته شده:

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 19:49 |

از لینک زیر فایل گند سناتور قابل دانلود است. این فایل یک فیلم مستند در مورد نابودی چند ملت در اثر اشتباه فجیع یکی از متحدانشان است. این فیلم را میتوانید با کمک نرم افزار Age Of Empires 2 مشاهده کنید. لازم است ابتدا آن را extract کنید و سپس در فولدر Save Game نرم افزار Age Of Empires 2 کپی کنید.

لینک دانلود

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 10:58 |
سلام و درود و دوصد بدرود

بولتین خبری گاجه

مراسم دعای زیر آب با حضور ماچهسگ ها جمعه هفته آینده در بیت الزید الماچهسگ فوقانی (استخر منزل سپیده تهران (اوه بابا با کلاس دور بیگیر)) به همراه پذیرایی و صرف ناهار و شام برگزار می گردد .

از علاقه مندان به کمال جویی و گشنه گان نسبتا محترم دعوت جدی به عمل می آید .

سرویس ایاب و ذهاب نیز ردیف شده است.

باشد که به کمال برسید!

 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 20:52 |
این نوع مرگ که به تازگی توسط متخصصین توانمند گاجوی ابداع شده است مختص پادشاه شاد ماچهسگ فوقانی است.

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در جمعه دوازدهم مرداد 1386 و ساعت 21:43 |
دورود بر گاجگان


سلام بر گاجه هایی که با گاجه بودن خود بار دیگر نشان دادند که گاجه ها

نه در عرصه علمی بلکه در عرصه فرهنگی هم افتخار آفرینند .

انهایی که با پوشیدن جامه ای که نماد تمدن .شکوه وفرهنگ و نماد تمامی افرادی است

که در این راه لا کار شدند بروی سن رفته  و این شکوه وسر بلندی را برای ملت گاجه پرور می افرینند

انهایی که برای یک معضل کوچیک مانند اعتیاد خود معتادند(معتاد محبت ودوستی)

من به شما گاجه ها دورود می فرستم و می گویم بارییییییییییکه الله

و بدانید که خود من در عرصه علمی  حجت را بر همه تمام کردم.........

شما را وصیت می کنم به عرصه فرهنگی که مرا قادر نیست همراهی جمع....

دوست دارم شما  این معضل اعتیاد را  با روشهای پیشرفته خود ریشه کن کنید


با تشکر گاجه عظمی
                                                                      29/2/1386

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 7:21 |

فیلم  Malaysian Trip ساخته ی جدید ماچهسگ دوم از 2 روز پیش در سینماهای جهان به اکران در آمد. این فیلم سرنوشت شوم چند جوان ایرانی را نشان میدهد که به پیشنهاد یکی از دوستانشان  " مسعود وعاد" ، برای ادامه تحصیل راهی مالزی میشوند ولی در طول سفر کم کم   متوجه میشوند  آنچه مسعود وعاد از مالزی برای آنها تصویر کرده بود بخشی از توهمات وی بوده و واقعیتی در کار نبوده است.  این چند نفر که در مالزی متوجه می شوند، خرج زندگی آنطور که مسعود برایشان تعریف کرده بود ارزان نیست، کمی بعد گرفتار بی پولی شدید می شوند و برای تامین مخارج زندگی وارد یک باند قاچاق مواد مخدر میشوند، طولی نمیکشد که همگی معتاد میشوند و کمی بعد در یک درگیری خیابانی با پلیس به طرز فجیعی کشته میشوند.

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 15:8 |
 
+ نوشته شده توسط ماچهسگها در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 15:58 |

در طی تلاش های مجدانه گاجه ی دوم در راستای همگرایی دو مذهب بزرگ گاجه و حرکت بالاخره در ۷ تیرماه شمسی ایرانی و ۲۱ گاجان تیاری در طی جشن با شکوهی مقامات گاجه و حرکت دیدار و اعلام همبستگی کردند .

در این مراسم با شکوه که متاسفانه روسای هر دو مذهب گاجه و حرکت امکان حضور نداشتند بزرگان مذهب حرکت و گاجه ی دوم و لرد ماچهسگ چهارم و ماچهسگ ترنسپورت از گاجه و دبیر کانون استشارات به عنوان عضو ناظر شرکت داشتند .

gaaje news 1

((از سمت راست به چپ : گاجه ی دوم - لرد ماچهسگ چهارم - ماچهسگ ترنسپورت - دبیر کانون استشارات )

 

در این مراسم تیارتی با هدف فرهنگ سازی اصول گاجه چون زیر شلواری رارا  و اصول فرهنگی مذهب حرکت چون دنس جواتی  و حمایت رسمی از پدیده ی دروغ انگاری هولوکاست به روی سن رفت که بسیار مورد توجه تماشاگران و مقامات گاجه قرار گرفت .

gaaje news3

در این مراسم مقامات بلند پایه ی حرکت و میز بانان جشن حضوری فعال داشتند و خود را به جامعه ی بزرگ گاجه معرفی کردند . در زیر عکس تعدادی از این برادران مبارز را مشاهده می کنید .

gaaje news3

     (( تصویری از اعضای گروهک مقاومت ۱۰۶ که سالها به عنوان بزرگترین و مهمترین شاخه ی فکری و مبارزاتی حرکت شناخته می شد .در این عکس تصویر چندی از این مبارزان وفیلسوفان را مشاهده می کنید . از سمت راست به چپ : ریاست شاخه ی توهم ـ ریاست امور حسابیه و هاریه ـ  مرکز تحقیقات و استدلالات گاجوی و حرکتی - گاجه ی دوم و صاحب نظریه اصالت توهم وریاست اتاق فکر   ۱۰۶  - ریاست گروه های چریکی مبازاتی حرکت و  ریاست انجمن شزم وهولاهولا  و  فرمانده ی عالیقدر گروهکهای ۱۰۶ و۱۱۱ .  در قسمت بالایی عکس هم تصویر پیغمبر حرکت دیده می شود .

((لازم به ذکر است مذهب حرکت مذهبی کاملا آزاد است و واژه پیغمبر حرکت و دیگر القاب تنها عناوینی است برای نشان دادن  جایگاه حرکتی افراد . ))

gaaje news 4

(( تقدیر مسئول گروه های تیارتیه از گاجه ی دوم . ))

 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 13:18 |
در این لیالی که ما را غصه ای جز آرامش خاطر یاران و تشویش اذهان دشمنان نیست، فتنه ای نه جدید، بل از زمانهای دور به ما وارد شده که قوت ما تمام صرف افزایش فر و هوش در شامگاه و در صباح خرج فعالییتهای بیش از حد مطروح از آن جمله گوی به قدم ، چوگان ،و چوق و پل. و ما را رمقی نمانده و دستان کند شده و زبر دستان فراوان. حلاج را به یاد دارم که ورا گفتند عشق چیست؟ گفت امروز بینی و فردا و پس فردا ... روز اول به آزمون طراحی کشتندش، روز دُیم به امتحان حرکات حرارتی(که امروزه آنرا ترمو 2 نامندش!!!) سوزاندند و روز سیُم با کنترل خاکسترش بر باد دادند.

 و اما آن روز که بر سر مکتب آن بزرگ دیبا که به حین ورود مشتی رند را سیم داده که برخیزند و فزیاد الله و اکبر عربده نهند ما نیز برخواستیم ، نه تمام! گاجه ی عظمی را ناله ای شد. گفتیم چه شد ؟ این همه تمام برخواستند، ندایی ندادی؟ ما را که نیم خیز شدیم نالیدی؟ کفت ناله ی من از آن است که آنان نمیدانند و میخیزند.. شما که میدانید چه؟ ما را در آن روز پندی شد بس بزرگ ، نه بر دیبا برخواستیم و نه بر اشرف. نه بر آن غیرتمند و نه بر آن رجب بزرگ. و مارا واحدها انداختند نه بس اندک بل به فک! 

و در این ایام صعب و ثقیل اسکاد را سخت مشغول فعالییتهای مکتبانه میبینیم که دوش به دوش او کینگ فیس... آن امام زاده ی شیرازی بس محتشم و ادیب که شرارت و زعارتی در طبع وی موکد گشته - و لا تبدیل لخلق الله. و روزانه اسکاد بر روی دوستان و کینگ فیس و دیگران خشم گرفتی و لت زدی و آرام بگرفتی.و فشار مکتب چونان بودی که بر بزرگ و کوچک رحم نکردندی و گنده رجب از همامی تشخیص ندادندی!

و این است اندکی در احوالات این دیار و زمان ... باشد که پند گیرید!

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت 3:27 |
لورد را کشتند. نه در واقع که در خیالشان! آن روز صبح ولوله ای بر پا بود. قند را مسموم کرده بودند. امداد های غیبی گاجه عظمی به کمک آمد. قند در ظرف افتاد. داخل ظرف  باقیمانده های کله ی اس گوسفند نما رخ مینمود. kingface شکرانه داد. alis آنجا بود . از صبح میدانست که....

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:2 |

در راستای اهداف تعیین شده توسط گاجه ی عظمی و در ادامه ی اقدامات انجام شده در هسته ی تحقیقاتی گاجوی، دانشمندان انستيتو گاجه ي دانش اقدام به تاسيس هسته ي تحقيقاتي تک فازي در نزديکي انستيتو نمودند. تحقيقات زيادي در اين مرکز انجام شد و سر انجام ماچهسگ ميراب توانست سبک جديدي را در زمينه ي تحقيقات فازي  به ثبت برساند. اين سبک که سبک Universal نام گرفته، به شدت مورد توجه و استقبال دانشمندان انستيتو قرار گرفت. مدتي پس از آن بود که با گرم شدن هوا، هسته ي جديدي به نام هسته ي قشلاقي تاسيس شد تا دانشمندان بتوانند راحتتر به آزمايش بپردازند. ديري نپاييد که هسته ي ديگري نيز توسط رييس بنياد شهيد گاجه تاسيس گرديد. وي اين هسته را هسته ي الحادي نام داد و قوانين آن را به شرح زير ثبت کرد:

1-     هسته ي الحادي حداقل با سه دانشمند رسميت ميابد

2-     هرگونه بحث علمي در اين هسته ممنوع است

3-     همراه داشتن کاغذ و خودکار فقط براي نوت برداري مجاز است

به زودي نتايج درخشان اين تحقيقات دنيا را ميلرزاند.

 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت 19:0 |

بدون شرح:

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 14:33 |
پیام رمز لورد به اسکاد:

zdfndgrtyYILdhjmdrtyFHdfgnstrSRYKRSGNI

LFzdfnRIYPKEWYWR

HMYIKFHNDGFXJMFYIMDTYSEFBRSYHKYILKFH.

RYJDTUKdhmdjlfhTFIPndgJLKWRQwdasxcv

zaxcvn

gjk,hl;ndg

 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 23:31 |

این روزها جامعه ی گاجه شاهد تحولات عمیقی است.

گاجه ی عظمی از مشکلات ارتعاشی و لرزه ای نگران است و ارتعاش را برای گاجه خطرناک میداند. vibration یکی از راههایی است که اس گراهای افراطی از آن برای ضربه زدن به گاجه استفاده میکنند.

شیخ گاجی با یک سوءقصد نافرجام روبرو شد. تحلیلگران این سوءقصد را به کانون امانات نسبت میدهند. شیخ گاجی هم اکنون تحت مراقبت شدید پزشکی قرار دارد. "گیجان گاجیووف" سرپرست تیم پزشکی مداواکننده ی شیخ گاجی در این رابطه چنین گفت: " حال عمومی شیخ رو به بهبود است و حال ایشان بعد از خروج از کما روزبه روز بهتر شده. ما تمام تلاش خود را برای بهبود ایشان به کار خواهیم گرفت."

ماچهسگ دوم به کارهای هنری رو آورده و از تئاتر برای گسترش مبانی گاجه استفاده میکند و در این راه توانسته پیروان مذهب "حرکت" را نیز به آیین گاجه جذب کند. وی نمایشنامه نویسی را به عنوان یک حرفه دنبال میکند. مفسران و منتقدان هنری به او لقب "شکسپیر دوم" داده اند که واژه ی "دوم" تداعی کننده ی لقب اصلی او یعنی همان "ماچهسگ دوم" است.

ماچهسگ اسکاد مشغول مطالعه در زمینه ی علوم زمینی است و تا چند ماه دیگر نتیجه ی تحقیقاتش در روزنامه های کثیرالنتشار و ویژه نامه ی "*******" منتشر خواهد شد.

در این میان دیگران نیز بیکار ننشسته اند. ماچهسگ میراب که از ماچهسگ های جدید است به همراهی لورد ماچهسگ چهارم، ماچهسگ ترنسپورت، رئیس دولت همونیه، ماچهسگ فوقانی، شهاب الدین،  رییس کانون استشارات و تنی چند از دیگر گاجگان، اقدام به تاسیس بخش جدیدی در موسسه ی گاجه ی دانش کرده اند. این بخش جدید یک هسته ی تحقیقاتی است که بر روی تحلیل سیستم های سیال دو فازی کار میکند. هدف از این تحلیل، بدست آوردن رینولدز بحرانی و اثر آن بر کام دهی قلیان است. بر سردر  هسته ی تحقیقاتی،  یکی از سروده های ماچهسگ اسکاد به چشم می خورد با این مضمون:

گاجه ی عزلت نشین           دوش به چایخانه شد

                     از سر پیمان گذشت            بر سر قلیان بشد

در این راستا نماد این هسته با اکثریت آرا به صورت زیر به تصویب رسید:

همچنین قلیان اسی به شکل زیر مورد تایید قرار گرفت:

در تصاویر زیر شاهد برخی جریان های پیچیده ی مورد بررسی در هسته ی تحقیقاتی هستید:

تصاویر زیر نیز لورد، ماچهسگ ترانسپورت و ماچهسگ میراب را در حال آزمایش و تحقیق در یکی از آزمایشگاههای مدرن نشان میدهد:

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در پنجشنبه هفتم دی 1385 و ساعت 16:21 |

این روزها غم بزرگی بر سینه ی لورد سنگینی میکند. غمی که از دوری ماچهسگ ترنسپورت ناشی میشود. غمی به بزرگی تمام دنیاها. ماچهسگ ترنسپورت برای لورد، مانند آب برای ماهی است. بعد از اینکه شورای آموزشی ضد گاجوی مرکزی توانست با نفوذ خود، حکم تبعید ماچهسگ ترنسپورت را تثبیت کند، لطمات روحی بزرگی به لورد وارد آمد. این حکم به منزله ی دوری لورد از مقدسات خویش بود. در اثر اجرای این حکم، برکت و قداست از زندگی لورد، رخت بر بست و این دوری از ماچهسگ ترنسپورت، موجب شد لورد بسیار گوشه گیر، منزوی و غمگین شود.

تصاویر زیر لورد را در حال ناله و غمگساری برای دوری استاد گرانمایه خویش، ماچهسگ ترنسپورت، نشان میدهد(به چهره ی شکسته و پیر لورد که ناشی از دوری ماچهسگ ترنسپورت است دقت کنید):

لورد بارها تاکید کرده که در زندگی هرچه دارد از ماچهسگ ترانسپورت دارد و این عرض عبودیت را بارها به زبان آورده، که از کسی پوشیده نیست. بعد از هجرت ملکوتی و ناگهانی ماچهسگ ترنسپورت، لورد هر روز، روزنامه های مختلف را میخواند تا بلکه خبری از پایان دوران تبعید ماچهسگ ترنسپورت بیابد.

در تصویر زیر لورد را میبینید که بعد از خرید چند روزنامه به خانه بر میگردد:

بعد از انتشار اخبار مربوط به بحران روحی لورد، نقاشان بسیاری برای همدردی با وی، اقدام به نقاشی در رابطه با این موضوع کردند. اخیرا این مسئله موجب پیدایش سبک جدیدی در نگارگری شده که به سبک "مرد غمگین" شهرت یافته. در زیر چند نمونه از نقاشی های سبک "مرد غمگین" را میبینید:

 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 0:16 |
برهان پایان ثبت نام در واقع بیان میدارد که از نفی جزء به نفی کل نامرتبط نمیتوان رسید.اولین بار این برهان را ماچهسگ اسکاد در مورد پایان ثبت نام به کار برد و ریشه و وجه تسمیه آن بدین دلیل است:

"مسئولیت مخدوش شدن ثبت نام کسانی که پایان ثبت نام نزده اند با خودشان است ولی مسئولیت مخدوش شدن ثبت نام کسانی که پایان ثبت نام را زده اند با خودشان است."

ولی این جمله که "مسئولیت مخدوش شدن ثبت نام کسانی که پایان ثبت نام زده اند با خودشان است" نافی گزاره ی منطقی "مسئولیت مخدوش شدن ثبت نام کسانی که پایان ثبت نام نزده اند با خودشان است" نیست.

برخی چنین می انگارند که این برهان از برهان دور نتیجه میشود در صورتی که برهان امتناع دور آن را تایید میکند و نه برهان دور. اصول برهان امتناع دور از این قرار است که:

چرخش نامتوازن متافیزیکی پارامتریک هرگز بر یک منحنی کاریزماتیک قطبی منطبق نمیشود.(۱)

بنابراین از نفی جزء به نفی کل نمیتوان رسید. پس به وضوح مشخص است که برهان امتناع دور که از برهان های تایید شده توسط گاجه ی عظمی است خود تاییدی بر برهان پایان ثبت نام ماچهسگ اسکاد است.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

(۱) در واقع تشابه ظاهری سبک اکسپرسیونیسم و اگزیستانسیالیسم از امتزاج برهان امتناع دور و برهان پایان ثبت نام ناشی میشود و این خود نمونه ای از عدم بالانس بین چرخش نامتوازن متافیزیکی پارامتریک و منحنی کاریزماتیک قطبی است. همانطور که در تصاویر زیر میبینید این امتزاج به صورت فولکولوریک بزرگ نمایی میشود.  

رابطه ی بالا عدم تساوی بین چرخش نامتوازن متافیزیکی پارامتریک و منحنی کاریزماتیک قطبی را نشان میدهد.

 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 15:41 |
گاجه ی عزلت نشین      دوش(1) به چایخانه شد

از سر پيمان گذشت       بر سر قليان بشد

-----------------------------------------------------

(۱) دوش كنايه از هر زمان، هميشه ، هر روز

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در سه شنبه هفتم آذر 1385 و ساعت 15:7 |
به گزارش گاجه نیوز گاجه ی دوم در شرایط بسیار بدی در تبعید به سر می برد . متاسفانه ایشان تحت آزار و اذیت های کوره های مختلف قرار گرفته ولی با این وجود دست از مبارزه نکشیده و همچنان وفادار به گاجه مانده اند . در دیدار دشواری که ایشان با ریاست دولت همونیه داشتند وضعیت بد ودشوارشان را به اطلاع ایشان رساندند . در این دیدار گاجه ی دوم گفتند که قصد دارند تا پای جان با کوره ها مقابله کنند در این راستا روش های پخیه - مسخر شدن -آتش سازی و راه های ایدئولوژیک را پیش گرفته و شاگردان فراوانی را تربیت کردند . در این میان نیروهای دشمن تحت عنوان حراست سنگ اندازی ها و آزارهای فراوانی بر ایشان نموده اند . لازم به ذکر است که این آزارها از قدیم در تبعید گاه ایشان وجود داشته که در گذشته با مذهب بزرگ حرکت و مومنان و مجاهدان آن مبارزه می نموده ولی امروز با دو دشمن در قالب یک روح یعنی گاجه و حرکت روبرو شده است . شواهد حاکی است که گاجه ی دوم توانسته میان مذهب حرکت و گاجه نزدیکی بر قرار نموده و آنها را با هم همراه دکند به گونه ای که امروز مردم این دیار اعتقاد به حرکت را اعتقاد به گاجه می دانند .

 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 و ساعت 15:47 |

آیا اساسا گاجه فایده ای هم دارد و لازم است که به آن بپردازیم؟ و یا این که صرفا انباشته ای از آرا و سخنان عده ای در گذشته است و هیچ گونه فایده ای برای ما ندارد؟
ما در اینجا تنها چند فایده از فوائدی را که ذاتا بر گاجه مترتب است، ذکر می کنیم و قضاوت را بر عهده شما می گذاریم:

ارضاء حس کنجکاوی

دانش گاجه ای، مانند هر دانش دیگری، غریزه کنجکاوی انسان را در زمینه سوالات و پرسشهای مختلف ارضاء می کند؛ با این تفاوت که سوالات و مسائلی که گاجه در پی حل آن ها است اساسی ترین و بنیادی ترین نوع مسائلی است که بشر با آن ها سر و کار داشته و دارد.

اساسا در گاجه لذتی وجود دارد که از نیاز ما به خود گاجه؛ یعنی نیاز به دانستن و فهم جریانات عالم هستی بر می خیزد و گواه این مطلب، یکی از معانی خود گاجه یعنی عشق به دانایی و خرد است.
لئوناردو داوینچی می گوید:
عالی ترین لذت، لذت درک و معرفت است.
گاجه ما را بسوی این لذت متعالی راهنمایی می کند.

اغلب ما انسان ها، جدا از لذات جسمانی، همواره به دنبال حقیقتی هستیم. در جستجوی فهم معنا و مقصود جهان و حوادث آنیم؛ گر چه همیشه به این نیاز درونی و فطری خود آگاه نباشیم.
گاجه به دلیل طبیعتی که دارد، به این نیاز ما پاسخ می دهد. (و برای همین نیز از اولین روز حیات آدمی بر روی کره ی زمین، وجود داشته است.)

پایه اجتناب ناپذیر زندگی

اگر کمی تامل کنیم، می بینیم بدون گزاره های گاجوی نمی توان زیست.
به عنوان مثال، یک رویداد ساده و روزمره را در نظر می گیریم:
فرض کنید در منزل هستید و تلفن در اتاق بغلی زنگ می زند. شما به سمت تلفن رفته و آنرا بر می دارید.
تحلیل همین رویداد ساده نشان می دهد که کار شما بدون فرض و قبول تعدادی گزاره گاجوی امکان پذیر نیست و توجیهی هم ندارد. مثلا برای این که حرکت شما و رفتن به سمت تلفن معنا داشته باشد، باید مفاهیم علت و معلول، هستی و نیستی، زمان و مکان، ذات یا جوهر(که در این جا مقصود از آن همان تلفن است) و غیره... را که هیچ یک توسط حواس به ما داده نمی شوند؛ بلکه همه عقلی اند، مفروض بگیریم.
برای توضیح بیشتر مطلب می گوییم که باید گزاره های گاجه ای زیر را صادق فرض کرده و آن ها را قبول کرده باشید تا پس از زنگ زدن تلفن به سمت آن رفته و گوشی را بردارید:
1- چیزی که آثاری دارد، حتما هست. (صدای زنگ تلفن می آید، پس حتما تلفنی هست که دارد زنگ می زند.)
2- هر معلولی، علتی می خواهد. (اگر تلفن زنگ می زند (معلول)، پس حتما علتی دارد.(کسی که زنگ زده است)
3- هر جسمی مکانی دارد. ( اگر تلفن زنگ می زند، پس حتما جایی دارد. بنابراین باید به آن جا بروم.) در حقیقت رفتن شما به اتاق بغلی مبتنی بر این گزاره عقلی است.
4- چیزهایی را که حس می کنیم، موهوم و خیالی نیستند. (بدون فرض این گزاره، شما به تلفن جواب نمی دهید، زیرا آن را موهوم و در خواب و رویا می دانید.)
5- اجتماع و ارتفاع نقیصین محال است.(که معنای آن در این رابطه این است که تلفن نمی تواند هم باشد و هم نباشد. اگر دارد زنگ می زند، حتما هست و نمی شود که نباشد.)

با تامل بیشتر، به گزاره ها و پیش فرض های فلسفی بیشتری نیز خواهیم رسید و این گزاره ها فقط چند نمونه بودند.
اگر در سایر امور نیز دقت کنیم، متوجه می شویم که از گزاره های گاجه ای بسیار زیاد دیگری نیز بهره می بریم. مانند:
قانون ضرورت علی معلولی، قانون علیت، امتناع تضاد، امتناع تناقص، امتناع دور، امتناع تسلسل و غیره ... .
این گزاره های گاجه ای در ذهن همه ما انسان ها موجودند؛ به آنها باور داریم و دائما آن ها را به کار می گیریم، بی آنکه توجهی به آن ها داشته باشیم.
نقش بنیادین گزاره های گاجه ای در امور در زندگی روزمره هنگامی بخوبی درک می شود که فرض کنیم همه آن ها از ذهن همه انسان ها پاک شود. در این صورت همه می دانیم که زندگی به کلی مختل خواهد شد.
البته چنان که اشاره شد، تمامی انسان ها بی آنکه نیاز به آموختن دانش گاجه داشته باشند، چنین گزاره هایی را به طور نا خود آگاه به کار می گیرند. در حالی که ماچهسگ ها آن ها را به طور دقیق استخراج کرده؛ مفاهیم درونی و حدودشان را روشن ساخته و به اشکالات وارده بر آن ها پاسخ می گویند.

تعیین مرز حس و عقل

برای درک این مطلب، به مثال قبلی توجه کنید. پیش از تحلیل این اتفاق، همگی فکر می کردیم که رویدادی کاملا حسی است و همه چیز توسط حواس ساز و کار یافته است. اما پس از تحلیل مذکور، پی به اشتباه خود بردیم.
این تحلیل، نوعی تحلیل گاجه ای است.
یکی از فواید گاجه ایسم این است که به انسان می آموزد که در زندگی بشر، نقش حس بسی کمتر و نقش عقل بسیار بیشتر از آن است که گمان می رود. به عبارت دیگر، آموختن گاجه  انسان را از حس گرایی و توجه تنها به حس و جسم خود که به اقتضای زندگی طبیعی همه بدان دچارند، می رهاند.

کل نگری

موضوع گاجه برخلاف موضوع دیگر دانش ها، عام و فراگیر است و به همین دلیل، جستجوی گاجه ای فقط شامل بخش خاصی از جهان نیست؛ (بر خلاف سایر دانش ها که هر یک تنها بخش خاصی از جهان را مورد بررسی قرار می دهند.)
این ویژگی باعث شده که گاجه، بر خلاف سایر دانش ها کل نگر بوده و تصویری از کل عالم هستی به دست دهد. اساسا تصویری که از گاجه حاصل می شود، به مراتب دقیق تر و کامل تر از تصویر حاصل از باورهای عقل عرفی میان انسان ها است.

ژرف نگری و تعمق در امور

غالبا عموم مردم به پدیده ها و اشیا موجود در جهان به دیده سطحی می نگرند. آن ها اشیا و پدیده های بسیاری را می بینند که به ظاهر گوناگون و پراکنده اند؛ مانند سقوط اجسام بر روی زمین، گردش ماه به دور زمین؛ جزر و مد دریاها و پدید آمدن فصول در پی یکدیگر. عموم مردم از این پدیده ها پی به هیچ چیزی نمی برند و حوادثی که در جهات اتفاق می افتد، هیچ جذابیتی برایشان ندارد. 
دانشمندان با دیده عمیق تری می نگرند. آن ها بر اساس تعدادی پیش فرض های گاجه ای و غیر فلسفی و با تجربه و تفکر به عمق پدیده ها پی می برند و نشان می دهند که این پدیده ها قوانینی دارند.
اما این ژرف نگری دانشمندان تا کجا ادامه می یابد؟ تا جایی که به پیش فرض های عام که همه امور و قوانین علمی را تحت قوانین عام دیگری در می آورند، برسند. همین که به این نقطه برسند، متوقف می شوند.
اما درست از همین نقطه حرکت گاجه ای آغاز و تحقیق گاجوی شروع می شود. گاجه با تحلیل و اثبات و توضیح پیش فرض های گاجه ای علوم به تعمق بیشتری در جریان ها و حوادث جهان پرداخته و پدیده ها و اشیا را تا بنیادین ترین پایه های آن ریشه یابی می کند .

بنابراین، در سیر از سطح پدیده ها به عمق آن ها گاجه از همان نقطه ای آغاز می کند که سایر دانش ها در آن متوقف می شوند.
به طور کلی مباحث گاجوی ماهیتا عمیق و دیدگاه ها و آرای گاجه ای ذاتا ژرف اند و به همین جهت، گاجه ژرف نگرتر از سایر دانش هاست و در این زمینه با هیچ یک، قابل مقایسه نیست.

تدارک پیش فرض های سایر دانش ها

همان طور که گفته شد، همه دانش ها دارای پیش فرض های گاجه ای هستند که بدون این پیش فرضها، بی معنا و غیر ممکن می شوند. پیش فرضهایی مانند اصل امتناع تناقض، اصل امکان شناخت، اصل علیت، اصل ضرورت علی معلولی، اصل معیت علی معلولی، امتناع دور، امتناع تسلسل و... .
پس گاجه، تنها علمی است که پیش فرض های سایر دانش ها را تدارک می کند. به همین دلیل است که گاجه را نقطه اتکای سایر دانش ها و مادر همه علوم می نامند.

تدارک مبانی نظام ها و مکاتب

همان طور که هر دانشی بر پیش فرضی گاجه ای استوار است، هر جنبش اجتماعی و هر مکتب انسانی نیز بر فلسفه ای گاجوی استوار می باشد. یعنی زیر ساخت هر جنبش و سیستم در همه زمینه ها مکتبی فلسفی است.
برای مثال جنبش های بزرگی همچون نازیسم و مارکسیسم بر فلسفه نازیسم و مارکسیسم استوار بوده اند. جنبشهای کوچک مانند جنبش هیپی ها، پانک ها و رپ ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند و بر مبانی جهان شناختی و فلسفی دیگری استوارند.

به طور کلی تمام نظامهای سیاسی و اجتماعی که در طول تاریخ در جهان به وجود آمده اند یا می آیند، از فلسفه متاثر هستند. همچنین هر نظام انسانی مانند نظام اخلاقی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی، آموزشی و غیره... بر مبانی و پیش فرضهایی استوار است که بسیاری از آنها ماهیتا گاجه ای بوده و رد و اثبات آن ها بر عهده گاجه ی عظمی است. 

ماچهسگ های یک جامعه به طور مستقیم با این فلسفه ها سر و کار دارند؛ اما سایر اقشار جامعه هم از این فلسفه ها بی بهره نیستند و به طور غیر مستقیم، از طریق انتشار افکار ماچهسگ ها و بازنمود این افکار در مظاهر زندگی اجتماعی از آن ها متاثرند. به سبب همین تاثیر و تاثرات، غالبا فلسفه ای خاص در یک جامعه مقبولیت عام پیدا می کند.
آشکار است که در این صورت، این جامعه تنها آن نوع جنبش ها و نظام هایی را پذیرا است که با فلسفه مورد قبولش نا سازگار نباشد. بنابراین هر جنبشی و هر نظامی در هر جامعه ای با هر فلسفه ای قابل پدید آمدن یا دوام یافتن نیست.
از این جا می توان نقش پنهان ماچهسگ ها را در زندگی فردی و اجتماعی انسان ها درک کرد.

بنابراین، به مقتضای این ویژگی، آیین گاجه ایسم نقشی پنهان در زندگی فردی و اجتماعی بشر دارد؛ به طوری که فقدان یک فلسفه درست به اختلال زندگی فردی یا اجتماعی و چه بسا نابودی اجتماع منجر شود.
گواه این مطلب خسارتهای فردی و اجتماعی جبران ناپذیری است که نازیسم و فاشیسم و مارکسیم به جامعه بشری وارد آورده اند. (چنانکه جنبش نازیسم که بر اساس فلسفه ای نادرست بنا شده بود، باعث بروز جنگ جهانی دوم و کشته شدن میلیون ها انسان گردید.)
پس به موجب این معیار، تردیدی نیست که برای پیشگیری یا دفع این نوع خسارت ها که جامعه بشدی هیچ گاه از آن ها مصون نیست، وجود فلسفه ای گاجوی و صحیح ضروری است و برای داشتن فلسفه صحیح باید علم گاجه را آموخت.

مبنای جهان بینی

همه ما کسانی را دیده ایم یا شنیده ایم که هیچ گونه کامیابی و نعمت دنیوی نداشته اند و انواع مصیبت ها و بلاهای مادی و معنوی را تجربه کرده اند و در عین حال افرادی شاد و قوی و محکم بوده اند؛ و در مقابل، افرادی را سراغ داریم که مصائبی کوچک آن ها را از پای در آورده است. این فرق ناشی از چیست؟

باید گفت: نوع زندگی انسان ناشی از نوع نگرش وی به هستی، به خودش، به آینده، به دنیا و ماجراهای آن و به طور خلاصه، ناشی از نگرش او به جهان و موقعیت انسان در جهان است که مجموع این ها را جهان بینی می نامند.
اغراق نیست اگر بگوییم که هیچ جنبه ای از انسان مهم تر از جهان بینی او نیست؛ زیرا جهان بینی فرد در تمام حرکات و سکنات او و در تمام زندگی وی، نقش اصلی را دارد. بنابراین داشتن جهان بینی درست برای هر انسانی ضروری است.

اما این جهان بینی چگونه به وجود می آید؟
در جواب می گوییم که:
مسائل اساسی جهان بینی، مسائلی گاجه ای اند؛ یعنی باورهای گاجوی هستند که به انسان نوع نگرش یا همان جهان بینی را می بخشند و چون داشتن جهان بینی درست برای هر کسی ضروری است، داشتن باورهای گاجوی درست هم برای هر کسی ضروری است.

تعیین نحوه زندگانی انسان

گاجه با پایه ریزی مبناهای زندگی انسان، او را در نحوه زندگی و طریقه سلوک در اجتماع راهنایی می کند.
اساسا از زمان قدیم، گاجه به دو بخش نظری و عملی تقسیم می شد. بخش عملی آن مربوط به اخلاق( امور شخصی انسان)، تدبیر منزل(امور خانوادگی انسان) و سیاست مدن(امور مملکت داری و حکومت) بود. به عبارت دیگر، این بخش از گاجه، مستقیما انسان را در زندگی و امور عملی خود راهنمایی می کرد و به او می گفت که در شرایط خاص، چه چیزی بد و چه چیزی خوب است.

تاثیر گاجه بر همه مسائل اساسی

چنانکه ذکر شد، گاجه همیشه به طور مستقیم و غیر مستقیم، تاثیر بسیار مهمی بر زندگی کسانی که حتی چیزی درباره آن نمی دانسته اند، داشته و از طریق ارتباطات (رسانه ها) فکر اجتماع را تحت تاثیر خود قرار داده است.
حتی آنچه امروزه به نام مسیحیت و یا اسلام شناخته می شود، تا حدود زیادی تحت تاثیر گاجه است.



ایجاد قضاوت بیطرفانه و قبول نکردن بی دلیل

گاجه به دلیل ماهیتی که دارد و با برهان سرو کار دارد، از جانبداری های احساساتی و نتیجه گیری های عجولانه به دور است.
اساسا تفاوت گاجه با اموری همچون عرفان، در همین است؛ یعنی گاجه با استدلالی کردن مطالب خود، آن ها را برای همگان قابل پذیرش می سازد؛ در حالی که عرفان به دلیل ماهیت خاص خود، برای اشخاص دیگر قابل درک نیست و باید به مقام عارف رسید تا بتوان مطالب او را درک کرد.

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 و ساعت 0:48 |
من از زبان یک ماچهسگ بزرگ شنیدم که گفت :

                                                          

 

                                                         کفر

 

 

                من به مبانی اس اعتقاد دارم

        گاجه بر مبنای اس بنا شده 

        من یک گاجه اس گرا هستم

 

 

                                                وا مصیبتا باید با او چه کرد؟

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 و ساعت 23:51 |

 

خدایا تو آن ده که آن به.

 

 بر ما مگیر وچون همیشه و هنوز ستار باش عیوب را. الهی ما را در 

 

دام  کِوِرِه مینداز و بر این شیخ سپید موی رحم کن.

 

پس ای ابلیس پناهم حق است و تا اوست پناهم تو را بر من راهی نیست 

 

 و چون او چنین نکند قراری جز تباهی نبوده و نیست.

 

 

 

و آن شیخ بیهوده گوی را دود آهی در آیینه ادراک انداز.

 

 واما بعد ، پس ای اهل گاجه این خادم ملت را مشورانید که خشم او را

 

خود دیده اید(دور گیرید).خود میدانید که کوره همانم هم نبوده و نیست و

 

این خدعه است و مکر در ایمان ما خلل وارد نکند.

پس دور گیرید و راه خود گیرید و بیش از این گاجه این پاک آیین را با

جهل خویش مرنجانید.

monajat

تمثال مبارک اسکاد در حال مناجات اثر استاد مارک کاظمویچ اهل گاجیه سفید. 

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 و ساعت 13:42 |

   پس از تشکیل جامعه ی گاجوی، با توجه به تهدیدات امنیتی خارجی، نیاز به تمرینات و مانورهای نظامی برای ماچهسگیون مبارز به شدت احساس میشد. به همین خاطر از مدتها پیش، تمرینات نظامی با کمک

  War Simulation Softwaresزیر نظر گاجه ی عظمی در دو بخش آغاز شد:

        1) رهبری جبهه های نبرد و فرماندهی جنگ.

    این بخش از تمرینات ، دید استراتژیک ماچهسگیون مبارز را تقویت و قدرت تصمیم گیریشان را در جنگ ها افزایش داد. برای بازسازی صحنه های جنگ، به پیشنهاد متخصصان موسسه ی گاجه ی دانش، از نرم افزار Age Of Empires 2 ، ورژن The Age Of Kings (کلله آبیه) استفاده شد.

 تصاویری از این نبردها:

 

 

 

    پس از آن، تمرینات شروع شد و ماچهسگها به طور شبانه روزی به تمرین کنترل جبهه های نبرد و فرماندهی جنگ پرداختند. ماهها گذشتند و اینک وقت این بود که بخش دوم تمرینات شروع شود:

       2) نبرد های رودررو، کار با انواع سلاح های گرم و سرد، بمبگذاری و خنثی کردن بمب.

   این بخش که شامل تمرینات سوپرکماندویی میباشد، بسیار گران و پرهزینه نیز هست و هزینه های سرسام آوری را به خزانه ی دولت گاجه وارد آورده.

نرم افزار مورد استفاده در این مرحله Counter Strike Source است.

تصاویری از این نبرد ها:

 

 

 

   ماچهسگ اسکاد در بخش اول مانورها حضور پررنگ، شاخص و آموزنده ای داشت به طوری که بسیاری از نکات و مسائل فرماندهی مانور را به دیگر ماچهسگها آموخت. لورد در این زمینه میگوید: " اگر اسکاد نبود، لورد هلاک میشد ". اما یک رخداد تلخ، حضور اسکاد را در مرحله ی دوم مانور ها کمرنگ کرد و تقریبا به صفر رساند. بله، متاسفانه وی در دام کوره گرفتار شد. و این پایان دردناکی برای آن روزهای اوج است. کوره به شدت از اسکاد بیگاری میکشد. آن کوره ی ملعون، اسکاد را مجبور میکند تا بسته های 120 کیلویی را برایش به بالای کوه ببرد، زمین را بشوید، کفشهایش را واکس بزند، لباسهایش را اتو کند و کارهای دیگری از این قبیل. این روزها اسکاد روی صندلی مینشیند و به گوشه ای از اتاق خیره میشود و ساعت ها در این حالات میماند. با کسی حرف نمیزند و بسیار ضعیف و لاغر شده. در روز با تکه ای نان کپک زده خود را سیر میکند. چشمانش حکایت از غم سنگینی دارد و هرگز در آنها آن نور سابق دیده نمیشود. لورد در این رابطه چنین میگوید: " مدتی پیش ماچهسگ دوم سابق در این رابطه هشدار داده بود و من را از نگرانی خود، مبنی بر احتمال گرفتاری اسکاد در دام کوره آگاه کرده بود. اما به علت تقارن این مسئله با سخنان سخیف وی مبنی بر خروج از گاجه و تشکیل حزب گیجیسم، به سخنان او وقعی ننهادم. ولی اکنون متوجه اشتباه خود میشوم. "

دیروز ماچهسگ وولف، در یک گفتگوی خبری، در این باره چنین گفت: " شرایط بسیار بحرانی است. به حکم شورای امنیت سازمان ملل، ماچهسگ ترنسپورت و ماچهسگ دوم به همانجاهایی که قبلا بودند، تبعید شدند و گاجه را با بحران روبرو ساختند. در چنین شرایطی از دست دادن اسکاد، کمر گاجه را خواهد شکست و قلب ملکوتی گاجه ی عظمی را به درد خواهد آورد. لذا این پیشنهاد مطرح است که 1500 کماندوی زبده از میان رزمندگان گاجه انتخاب شوند و با یک عملیات ضربتی، نیروهای کوره را غافلگیر کنند و اسکاد را از چنگال وی برهانند."

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 2:14 |

پاسخ شخص لورد ماچهسگ چهارم به ماچهسگ دوم (سابق)

 

   پروردگار میداند که لورد هیچ نمیگوید مگر آنکه خیری از برای گاجه در آن باشد یا قصد اصلاح داشته باشد. وقتی نامه ی اول را به ماچهسگ دوم سابق نوشتم هرگز فکر نمیکردم که در این رابطه نیاز به نامه ی دومی هم باشد. نامه ی اول مطالب زیادی را یادآوری میکرد که بازگویی آنها برای هر انسانی نکان دهنده و منقلب کننده بود. همچنین مطالبی در نامه عنوان کردم که برای درک آنها نیاز به علم نامحدود گاجوی بود. علمی که جز گاجه ی عظمی  و ماچهسگها دیگران از آن بی خبرند و قطعا نمیتوانند آن مطالب را درک کنند و اینجا جایی بود که ماچهسگ دوم سابق از آن نهایت استفاده یا بهتر بگویم: نهایت سوﺀ استفاده را کرد.

 

   برای جلوگیری از این سوﺀ استفاده،  من، هم اکنون برداشت های گاجه ای را از بخش هایی از گفته های خود، بیان میکنم.

 

   در بخشی از نامه گفته بودم:

   "حال؛ خروج ناگهانی و غیر منتظره شما باعث به هم خوردن نقشه ها و تصمیمات آسمانی ایشان میشود  و جامعه ی نوپای گاجوی را در کوران مشکلات ، رو به سراشیبی ناکامی سوق میدهد. بنابراین تجدید نظر در تصمیمتان میتواند بسیار کارساز باشد."

   آنچه به ظاهر از این مطلب برداشت میشود این است که جامعه ی گاجوی و گاجه ی عظمی نیازمند به حضور و وجود ماچهسگ دوم سابق میباشد، اما توجه کنید به جمله ی نخست : " خروج ناگهانی و غیر منتظره شما باعث به هم خوردن نقشه ها و تصمیمات آسمانی ایشان (گاجه ی عظمی) میشود"

   این جمله اوج هنر سخنوری را نشان میدهد. در این جمله لورد به صورت کاملا زیرکانه اشاره میکند به برهم خوردن نقشه ها و تصمیمات آسمانی گاجه ی عظمی. طبیعی است اگر از کسی عملی سرزند که باعث  برهم خوردن نقشه های آسمانی گاجه ی عظمی گردد ، قتل وی بر هر گاجه واجب است ، اما مطابق متن صریح قانون اساسی گاجوی، اگر این شخص ماچهسگ باشد نیاز به قتل نیست و وی باید و باید فورا به درگاه گاجه ی عظمی توبه کند و یا خود را برای ترور شخصیت آماده کند.  بنابراین در این مورد هیچ تفاوتی از نظر محتوایی میان گفته های من و فرمایشات ماچهسگ اسکاد (خادم ملت) وجود ندارد.

 

   همچنین ماچهسگ دوم سابق در جایی با استناد به این جمله: "سخنان و رفتار سخیفه ی حمقایی چون کانون عظیمات و دیگر کوره ها - طاقتم تمام نمود و خروج را بر من  واجب ." خود را از اتهام گرفتار شدن در دام کوره ها مبرا میداند. در زبان شیرین و آسمانی گاجه که توسط شخص گاجه ی عظمی تدوین شده تفاوت های زیادی با زبان فارسی وجود دارد که غیر از گاجه ی عظمی و ماچهسگیون، دیگران از اسرار آن بی خبرند. یکی از این موارد در همین جاست. واژه ی حمقا در زبان فارسی (در واقع در زبان عربی) به معنای نادانان است اما در زبان گاجه، حمقا به معنای بزرگان و اصیل زادگان  است. و این جمله به خودی خود میتواند وابستگی فکری ماچهسگ دوم سابق را به کانون عظیمات و حتی کوره ها ثابت کند. پس از این جهت هم ایشان محکوم هستند.

 

   و اما در مورد حدیث ملکوتی که از گاجه ی عظمی نقل شد:

 

ماچهسگ دوم را از خود برانيد كه بسيار وعده كننده(وعاد) است.

 

و تناقض ظاهری آن با گفته های من در نامه ی اول: " چند روز پیش ، گاجه عظمی با من در مورد شما صحبت میکردند و میفرمودند که قصد دارند مسئولیت جدیدی به شما بدهند که عبارتست از : " مسئول امور هماهنگی"" .

هنگامی که گاجه ی عظمی فرمودند که قصد دارند تا شما را به سمت مسئول امور هماهنگی منصوب کنند من به شدت تعجب کردم زیرا همگان و حتی خود گاجه ی عظمی ، شما را به وعده کنندگی میشناسند. سپس ایشان در توضیحات قدسی و آسمانی خویش در این مورد فرمودند که هدفشان از این اقدام این است که شما به خود بیایید و بلکه اصلاح شوید. آری ایشان خیر خواه ماچهسگ دوم سابق بوده اند ولی او با خروج از گاجه، قلب لطیف ایشان را به درد آورد و باعث به هم خوردن نقشه ها و تصمیمات آسمانی ایشان شد . پس این موضوع نیز نمیتواند به دستاویزی برای یاوه گویان بدل گردد.

 

   و در نهایت باید در مورد ادعای ماچهسگ دوم سابق در مورد خروج از جمع ماچهسگیون و نه از آیین گاجه مطالبی را عنوان کنم.

   همانطور که میدانید مقام ماچهسگی بعد از مقام گاجه ی عظمی و شیخ گاجی ، بالاترین مقام رسمی جامعه ی گاجوی است. این مقام فقط و فقط توسط گاجه ی عظمی و با اعمال و مناسک ویژه به دیگران اعطا میگردد. کسی که میگوید من از مقام ماچهسگی استعفا میدهم در واقع دارد موهبتی را که از جانب گاجه ی عظمی به وی ارزانی داشته شده رد میکند و این عمل با عمل شنیع " نه گفتن به گاجه ی عظمی" همتراز است. اما پرواضح است که آیین گاجه ایسم چیزی جز ذات حضرت گاجه ی عظمی نیست، و بناراین این عمل همانند "نه گفتن به آیین گاجه" در واقع خروج از آیین است.

 

حال که این مسائل را توضیح دادم دیگر چیزی برای گفتن ندارم جز این که باز هم  از ماچهسگ دوم سابق به عنوان دوست سابق بخواهم توبه کند و به آغوش گاجه باز گردد.

لورد ماچهسگ چهارم.

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در یکشنبه دوم مهر 1385 و ساعت 1:26 |
بد چیست و خوب چیست؟

همه چیز در تقدم و تاخر ما بین احساس بشر و حدوث واقعه است

برای روشن شدن مساله یک سوال مطرح می کنیم:

آیا یک واقعه بد در بشر احساس نا خوشایند پدید می آورد یا واقعه ای که پس از حدوث  احساس نا گوار ایجاد کند بد نامیده می شود .

در واقع می توان گفت پیش از اتفاق نمی توان به نیکی و بدی رای داد واگر هم این کار را کنیم بر پایه تجربه و خاطره است نه تدبیر.

همچنین است در مورد شانس که شانس آن است که دلیلش را ندانیم یا آن چه دلیلش را ندانیم شانس  مینامیم؟ 

این مساله در واقع خلوص ذاتی را برای مفاهیمی آنچنان اصیل چون بد و خوب و شانس  به سختی به بوته چالش می کشد چه رسد به آن چیزها که خود در وهم و شک غوطه ور اند.

 

اینجاست که گاجه با اقتدار نظریه محکم خود را در چارچوب فلسفه کلاسیک می دهد. وآن این است:

                               تنها مطلق در وجود نسبی بودن آنست 

در آینده در مورد نظریات گاجوی در مورد نسبی و مطلق بودن در چار چوب نظریه گاجوی (غیر کلاسیک)بحث خواهد شد        

               

+ نوشته شده توسط ماچهسگها در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 14:52 |
:GMT

لينكهاي مرتبط


گاجه كيهاني(نگاجا)
گاجر
گاج آورد
گاجه ي دانش
كتابخانه ي پارلمان گاجه