لورد را کشتند. نه در واقع که در خیالشان! آن روز صبح ولوله ای بر پا بود. قند را مسموم کرده بودند. امداد های غیبی گاجه عظمی به کمک آمد. قند در ظرف افتاد. داخل ظرف  باقیمانده های کله ی اس گوسفند نما رخ مینمود. kingface شکرانه داد. alis آنجا بود . از صبح میدانست که....